"امید مامان" قسمت اول
طفلی مامان فهمیده به روم نیاورده. آخ بمیرم براش. یعنی اینقده مریضه که حال نداره دعوام کنه؟! خدایا! حتی اگه قراره مامانی سیاهو کبودم کنه، زودی حالشو خوب کن. قول می دم یه آخ هم نگم. فقط حالشو خوب کن. خب باشه؟!
طفلی مامان فهمیده به روم نیاورده. آخ بمیرم براش. یعنی اینقده مریضه که حال نداره دعوام کنه؟! خدایا! حتی اگه قراره مامانی سیاهو کبودم کنه، زودی حالشو خوب کن. قول می دم یه آخ هم نگم. فقط حالشو خوب کن. خب باشه؟!
چراغ اتاقم خاموش بود. مامانی خیال کرد خوابیدم. صورتمو بوسید. دیگه هیچ وقتِ هیچ وقت صورتمو نمی شورم تا بوسه ی مامانی پاک نشه. آخه مامان ... آخه مامان قراره برای همیشه از پیشم بره. امشب شب آرزوهاست... میخوام دعا کنم که بمیرم.... میخوام دعا کنم که بجای مامان بمیرم...
تمنّایی نقره ای بر سایبان نگاه زن موج می زد. خیره به چشمان زیبای زن، لحظه ای ماتش بُرد. دستی به ریش نسبتاً کوتاه جوگندمی اش کشید. نزدیکتر شد و بی اختیار، صورت زن را لمس کرد. اندکی بعد نقش را ترک گفت و به سراغ نقشی دیگر، در تابلو فرش مجاور رفت!
با موضوع ؛
EVPM مدیریت پروژه ارزش کسب شده
گزارش کارآموزی
واحد برنامه ریزی و کنترل طرحها
نام شرکت کارآموزی: شرکت نفت و گاز پارس
مدت کارآموزی: 210 ساعت
دانلود گزارش کارآموزی
دانلود رایگان فایل آموزشی نرم افزار مایکروسافت پراجکت (MSP2007)